برخورد یک روانشناس با سلطه طلبی چیست

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها


خلق و خوی سلطه طلبی و تسلط بر دیگران یک بیماری و اختلال شخصیتی است . 


اینکه شخص سلطه گر برای رسیدن به هدف نهایی خود یعنی نفوذ کامل بر روی 


تمام کسانی که میشناسد دائما به آنها توهین میکند و از تمام کارها . حرفها و 


برنامه های آنها ایراد میگیرد تا آنها را کوچک و ذلیل نشان دهد . این یک ناهنجاری 


است و روانشناسان مطمعنا در دروس دانشگاهی خود با آن برخورد میکنند و 


چیزهایی یاد میگیرند که البته بصورت تئوری است و اگر در عمل و واقعیت به مقدار 


زیاد به آن برخورد نکرده باشند فهمیدن و تشخیص دادن آن در افراد برایشان ساده 


نیست



یک روانشناس بعد از تکمیل دانشگاه و دریافت مدرک تحصیلی خود شاید مدتی را 


در بیمارستان و آسایشگاه های روانی سپری کند تا اطلاعات و تجربه خود را بیفزاید 


اما در نهایت برای خدمات رسانی به مراجعه کننده هایش و به بار نشستن سالهای 


تحصیلش که مطب شخصی . کسب و کار و درآمد داشته باشد باید به یک مطب و 


جای خصوصی وارد شود . یک مکان در بسته و دارای دیوار که افراد بی ربط 


نتوانند وارد شوند و آرامش آنجا را به هم بریزند و روانشناس هم خود در هنگام 


گرفتن مدرک تحصیلی قسم خورده که اسرار بیمارش را فاش نکند . بنابراین یک 


روانشناس تحصیل کرده و دارای تجربه که اندکی هم با سلطه طلبی آشنا شده در 


نهایت در یک مکان در بسته قرار میگیرد جایی که نه افراد زیادی مشکلات دیگران 


را تجربه میکنند و میفهمند نه اسراری که بیماران بیان میکنند برای کسب تجربه 


دیگران به بیرون راه پیدا میکند



بنده حقیر بر اساس شناخت کمی که از سلطه گر ها پیدا کرده ام این را میدانم که 


افراد خودخواه و سلطه طلب هرگز به آن مکان در بسته که روانشناس در آن نشسته 


وارد نمیشوند آنها هرگز خود را بیمار معرفی نمیکنند و خلق و خوی سلطه گری 


خود را بصورت بیماری نمی بینند. 


آنها خود را بسیار باهوش تر از بقیه میدانند و تسلط بر دیگران را حق خود میدانند . 


چطور ممکن است فردی با چنین خصوصیتی به مطب روانپزشک مراجعه کرده و 


بگوید آقای دکتر من بیماری سلطه طلبی و خودخواهی دارم و علائم  بیماری من 


اینست که دوست دارم در کار دیگران دخالت کنم و آنها را برده خود کنم دائما از 


بقیه ایراد میگیرم و زورگویی میکنم لطفا به من کمک کنید تا از شر این اخلاق 


خلاص شوم



اما اگر یک روانشناس خودش جداگانه و خارج از برنامه روی سلطه طلبی تحقیق 


کرده باشد اطلاعات بیشتری بدست می آورد ولی تا زمانی که در اتاق مشاوره خود 


نشسته بدست آوردن آن اطلاعات فقط در زندگی شخصی و کسب و کارش خودش 


کاربرد دارد نه بیشتر . در واقع کسی که علم به چیزی دارد اگر آن را در اختیار 


مردم نگذارد عالم بی عمل است . مگر آن دسته روانشناسانی که در سخنرانی ها . 


تلویزیون و محیط اینترنت اطلاعاتشان را با دیگران به اشترک میگذارند که بنده در 


طول مدت این عمری که خداوند به ما اعطا کرده در محیط های ذکر شده ندیدم که


افرادی از روانشناسان یا کسان دیگر در این مورد بحث گسترده ای را آغاز کرده 


باشند . شاید به این دلیل باشد که اثبات آن قدر دشوار است و نمیتوان با کلمات آن 


را در ذهن شنوندن جای داد .


سلطه طلبی مشکل اصلی جامعه ماست . یک فرد سلطه گر خلق و خوی خود را به 


افراد تحت نفوذش منتقل میکند . "وقتی در جامعه ما فردی در مقابل حرفی که با او 


میزنند اگر نداند منظور آن گوینده چیست موضع گیری میکند " وقتی یک فرد در 


صحبت کردن و بحث آزاد با دیگران سعی میکند پیروز آن بحث باشد و با زمین زدن 


حرف بقیه کلام خودش را بلند مطرح میکند " وقتی عده ای دائما از کارها و افکار 


دیگران ایراد میگیرند و آن را کوچک میکنند" بنظر شما این نشانه چیست ؟ آیا این 


سلطه طلبی نیست که رشد سرسام آوری در جامعه ما دارد ؟



اگر روانشناسان اطلاعات جامعی دارند و میتوانند در این مورد کمکی بکنند باید از 


اتاق در بسته خود بیرون بیایند و پروژه عظیمی را شروع کنند . آیا میتوانند ؟ 


جواب : این یک اظهار نظر شخصی است اما بنده میدانم که یک روانشناس که در 


مطب شخصی مشغول به کار است . بخاطر شغل و موقعیت اجتماعی اش روابط 


گسترده ای با اطرافیان دارد و او میداند که در بین آنها افرادی با خصوصیت 


سلطه طلبی بسیار هستند و هرگز نمیتواند با صدای بلند و رسا در مورد این مسئله 


صحبت کند . او هم نمیخواهد روابط اجتماعی اش را از دست بدهد و عزت و 


احترامی که بین بقیه دارد دیگر نباشد . هر کسی که خلق و خوی سلطه گر ها را 


بشناسد میداند که اگر با صدای بلند در مورد آن حرف بزند و از روشهای آنها به 


مردم آگاهی بدهد آنها بیکار و ساکت نمی نشینند و آنقدر در بین دوست و آشنای تحت 


نفوذشان بدگویی او را میکنند و او را فردی با افکار کوچک و حقیر نشان میدهند که 


حداقل اتفاقی که می افتد اینست که عزت و احترام آن شخص در بین آشناهایش از بین 


میرود . در ثانی یک دیدگاه دیگر که بنده دارم اینست که روانشناسی که مطب و 


مکان خصوصی برای مراجعه کننده هایش دارد از آنها حق ویزیت و پول میگیرد . 


چطور ممکن است که فردی بدون دریافت پول و حق ویزیت بیاید و مشکلات 


مردم را حل کند و در مورد سلطه طلبی به آنها آگاهی بدهد



سلطه طلبی از یک فرد شروع میشود               خصوصیات سلطه طلبی بخش دوم

نویسنده : بازدید : 11 تاريخ : دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت: 2:18
برچسب‌ها :

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :