مقاله ای از احمد آزاد و حمید شبخیز

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها


حمید شبخیز : غلط های زیادی من


احمدآزاد : خدا بزنه کمرم


خبر گذاری BBC اعلام کرد حمید شبخیز مدیر تلویزیونITN(IranTV) Live و


PEN و احمد آزاد خواننده مشهور ایرانی مقاله ای را تحت عنوان غلط های زیادی 


من و خدا بزنه کمرم منتشر کرده اند در این مقاله حمید شبخیز و احمد آزاد  اعترافات


سنگینی را بیان داشته و از اسرار بسیار بزرگی پرده برداری کرده اند . این مقاله


بسیار مورد توجه روزنامه هایی پر تیراژ جهان مانند نیویورک تایمز. آساهی . 


هاآرس و .... قرار گرفته وهر یک از آنها مصاحبه اختصاصی با این دو شخصیت 


انجام داده اند که توجه شما را به مصاحبه نیویورک تایمز جلب میکنیم .

 

خبرنگار نیویورک تایمز(جف) : امروز مصاحبه ای داریم با دو شهروند آمریکایی به 


نامهای حمید شبخیز و احمد آزاد که هردو در مسابقات جیش نکردن دارنده مدال طلا 


و عنوانهای بسیار بزرگ جهانی هستند . آنها دارای مثانه های بسیار بزرگ و 


دوجداره میباشند . آنها رقبای بسیار سرسخت یکدیگرند حال توجه شما را به مصاحبه


ای از این دونفر جلب میکنم





خبرنگار نیویورک تایمز(جف) : حمید جون از خودت بگو واینکه چرا این مقاله رو 


نوشتی ؟


حمید شبخیز : سلام میکنم خدمت تمام خوانندگان نیویورک تایمز . خیلی خوشهالم  که 


من و احمد نوشتیم مورد توجه نشریات بزرگ و هموطنان عزیزمون قرار گرفته در 


حقیقت یک روز من و مانی سرپا وایساده بودیم وداشتیم توی شبکه جیش میکردیم که 


من به یکباره در فکری عمیق فرو رفتم  وتمام گذشته ام را بیا آوردم زمانی که یک


گدای مستمند در تهران بودم در اون موقع با جیب بری و اجاره دادن مانی بصورت 


اقساط  و یک ماهه روزگار میگذروندم من ومانی دراون زمان هیچ نصبتی باهم 


نداشیم و فقط پورسانتی با هم کار میکردیم بعد از مدتی به امریکا امدیم و با پولهایی 


که دراوردیم شبکه درست کردیم . از خودمون هیچی نداشتیم و مجبور بودیم برای پر 


کردن برنامه های شبکه از برنامه های تلویزیون جمهوری اسلامی استفاده کنیم . بعد 


از مدتی استفاده ما از برنامه های تلویزیون جمهوری اسلامی بیشتر شد وما حتی 


فوتبال و سایر برنامه های ورزشی رو هم پخش کردیم این کار خیلی برای ما بصرفه 


بود چون ما افراد گدا صفتی بودیم که از جیب خرج نمی کردیم  و اینطوری 


مشتری های بیشتری برای تلویزیون خودمون جمع کردیم من فقط در مقابل دوربین


ظاهر میشدم و شروع به  زبان بازی و دلقک بازی میکردم و بعدش برنامه های 


جمهوری اسلامی پخش میشد . در واقع ایران هر گوهی پخش میکرد من هم 


میخوردمش و در این زمان بود که من مثل یک سگ نمک نشناس در شبکه علیه 


جمهوری اسلامی حرفهایی میزدم . البته اون موقع مثل یک سگ میترسیدم و دائم به 


مانی میگفتم تو حرفهای سیاسی نزن ولی بعدا با پولهای بسیار زیادی که گرفتم شروع


به حرف زدن علیه جمهوری اسلامی و در واقع غلطهای زیادی کردم . و این روزها 


دائما به خودم میگم جیش تو این شبکه و جیش تو این زندگی و جیش تو مانی که هرچی 


میکشم از جیش میکشم .

 

خبرنگار نیویورک تایمز(جف) : بسیار ممنونم حمید جون امیدوارم همچنان به غلطهای 


زیادی خودت ادامه بدی . کمی هم در مورد مسابقات جیش نکردن توضیح بده و اینکه 


چطور در مسابقات تقلب میکردی ؟

 

حمید شبخیز : بله البته من تمام عنوانهای خودم رو از طریق تقلب بدست آوردم من 


ظرف های جیش خودم را در پایان مسابقات با نفر بغل دستی عوض میکردم و اون 


بیچاره مجبور بود دوباره ازخودش جیش درست کنه خیلی وقتها ظروف جیش را 


بیرون میبردم تا مردم برام پر کنند . من اصلا نمیتونستم جیش خودم را یک روز هم 


نگه دارم و دائم جیش میکردم توی شلوارم و نفر همراهم نکته دیگه اینکه فریدون 


فرخزاد راهم خودم کشتم یک بار من ظرف جیشم رو با اون عوض کردم و متوجه 


تقلب من شد و چاره ای جز کشتنش نداشتم .




خبرنگار نیویورک تایمز(جف) : همکنون توجه شما را به مصاحبه ای با احمد آزاد 


جلب میکنم .


خبرنگار نیویورک تایمز(جف) : احمد جون کمی در مورد مقاله ات برامون توضیح 


بده و اینکه چطور شد دست به این کار زدی ؟


احمد آزاد : در حقیقت من و خانم شهلا خانم سرشار خانمداشتیم مشترکا جیش میکردیم 


که جیش کردنمون خیلی طول کشید و من به فکر فرو رفتم من در گذشته آهنگی را با 


عنوان شاه مردان خوانده ام که یکی ازغلط های زیادی من در زندگی بوده است چون 


من همیشه میگم که یک هموطن بسیار با ارزش تراز یک همدین است ودر واقع آقای 


ابن الملجم مرادی هم یک ایرانیست ومن اشتباه بزرگی کردم که برای دشمن هموطنم 


آواز خواندم و خودم را بظاهر یک مسلمان نشان دادم از این بابت روزی هزار بار 


خودم را لعنت میکنم و هر روز میگویم خدا بزنه کمرم با این آوازی که خواندم علیه 


یک هموطن من در حقیقت باید برای هموطن عزیزم ابن الملجم مرادی آوازی 


میخواندم دوست عزیزم بهزاد همیشه میگفت احمد تو یه فرد منافق و متظاهری ومن 


هم توی دلم به اون میخندیدم چون همیشه در مسابقات جیش نکردن سرش کلاه گذاشتم 


چون اون در مسابقات یک قهرمان بزرگه و اگر این فرصت به اون داده بشه جیش های 


زیادی برای گفتن داره 




 بهزاد : احمد جون ازت توقع نداشتم سر من که فامیلتم کلاه بزاری جیش توی 


شبکه تون و جیش توی تمام افراد شبکه پارس TV و جیش میکنم در زندگی 


خودت و حمید شبخیز و مانی احمد جون تو خودت میدونی که من خواجه هستم و به 


همین دلیل زیاد در مسابقات جیش نکردن شرکت نمیکنم چون خیلی مایل نیستم در 


مقابل دوربین های تلویزیونی بی شلوار ظاهر بشم


مانی (ماندانا شبخیز) : به ما چه ربطی داره که یه نفر در مسابقات جیش نکردن تقلب 


کرده . احمد آزاد بدبخت جیش میکنم رویت بعدش گلاب میزنم و در مسابقات پوزه ات 


را به خاک میمالم به من میگن مانی جیشوانگ که یک لقب کره ای است . هیچ کس به 


اندازه من دردنیا جیش نکرده توی شرتش و بیرون از شرتش من اگر بخواهم یک تانکر 


جیش میکنم توی شبکه های خودمون و شبکه pmc وFarsi 1 و همه را جیش میبره


ماندانا شبخیز هستم از : MANDANA@IRANTVNETWORK.COM


هر پیغامی که برای من دارید میتونید به این آدرس ارسال کنید ضمنا از تمام هموطنان 


عزیزم میخوام که هر کسی به ویدئو های جیش کردن مردم دسترسی داره برام ارسال 


کنه تا تو شبکه پخش کنم اگر ویدئویی از جیش کردن خودتون هم باشه بسیار عالیه با 


ذکر نام برام بفرستید احمد جون من فردا یه سری به شبکه تون میزنم 



احمد آزاد : خوش آمدی منتظریم کی شب حمله فرا میرسد . وارطان اون آهنگ من 


را که در مورد جیش خواندم داری ؟


وارطان : داریم ولی نمیدانم کجاست .


احمد آزاد : خاک تو سرت کنند و جیش تو شلوارت پیرمرد احمق اگر کسی را داشتم 


بزارم اونجا حتما میکشتمت و جیش زیاد روی قبرت جاری میکردم . حالا برو جیش 


بکن روی شهلا سرشار و خیسش کن مواظب باش جیش را توی شلوارت نکنی 


احمق بیشعور


دیوید گرشانی : آقا اجازه هست با نامجو مسابقه جیش نکردن بدیم ؟ 


احمد آزاد : صد بار گفتم با اون پیرمرد مردنی مسابقه جیش نکردن نده من اون رو در 


برنامه لازم دارم . میخوای اون رو هم مثل زنش با جیش زیاد بکشی اگه اون پیرمرد 


بمیره باید نصف پولهای مهستی را بدی به من

 

دیوید گرشانی : آقا حواستون کجاست خودتون دستور کشتن زن نامجو رو دادین یادتون 


نیست ؟


احمد آزاد : خفه شو احمق اینجا که جای این حرفها نیست . کار من اینه که همیشه از 


خانم شهلا خانم سرشار خانم آزمایش ایدز بگیرم 


ناصر نامجو : نگران من نباشید آقا اتفاقی نمی افته راستی خبر دارید خانم لیلافروهر 


فوت کردند میگن هر کسی که میشناخته اش الان دچار بیماری ایدز است

 

احمد آزاد : هیچ اتفاقی برای من نمیافته چون من همیشه قبل از هرکاری ازش آزمایش 


ایذز میگرفتم باهمان روشی که در مورد خانم شهلا خانم سرشار خانم بکار میبرم ما 


دیگه تو این کارها حرفه ای شدیم


احمد آزاد : با سلام احمد آزاد هستم امروز یاد یک خاطره ای افتادم که براتون تعریف 


میکنم یکروزمن و تمام کارکنان شبکه پارس به دیدن خانم مهستی رفته بودیم البته ما 


همیشه این کارومیکردیم ولی اون روز دیوید رو برای اولین بار بود که باخودمون 


برده بودیم وچون دفعه اولش بود باید آخرصف می ایستاد اما دیوید تاچشمش به خانم


مهستی افتاد عین یهاب وگاو همه رو کنار زد وبا عجله به طرف خانم مهستی دوید و


خودش رو روی اون انداخت پیرزن بی چاره هم دوام نیاورد و چند دقیقه بعد فوت کرد 


اما دیوید چون یک موجود تک سلولی بود بلافاصله دخترش براخای عزیز بدنیا آمد 


اما متاسفانه دیوید وبراخا هردوبه بیماری ایدز مبتلا شدند _ من همیشه اول صف


می ایستادم تا از خانم محستی آزمایش ایدز بگیرم اما دیوید عجله کرد ونگذاشت تا من 


کارم رو انجام بدم از تمام هموطنانمون در تل آویو میخوام که برای دیوید وبراخای 


عزیز دعا کنند در لحظه آخر خانم مهستی در گوش دیوید رازی را فاش کرد که من 


هم سرم را بردم نزدیک وگوش دادم.ومن این راز را در جایی دیگر گفته ام



حمید شب خیز هستم : سلام احمد جان حالت چطوره دیروز زکر خیرت بود یادت هست 


که چه روزهایی من وتو وفریدون فرخزاد در گوشه خیابانهای لس آنجلس مشغول 


دست فرشی و جیب بری بودیم اون روزهای که تازه به امریکا آمده بودیم اوضاع مالی 


خوبی نداشتیم ومن مجبور بودم هرروز برای مانی و بچه ها مشتری پیداکنم ویک بار 


هم زحمت رو گردن تو واعضای شبکه انداختم

 

احمد آزاد : سلام حمید جان خیلی خوب بخاطر دارم که چه روزهای سختی داشتیم 


فرخزاد هم که آبروی خواهرش پروین اعتصامی را برد و خوانواده من هم که در 


ایران موتوجه کارهایم شده بودند اینجا آمدند و برایم به زور یک پیرزن گرفتند

 


احمد آزاد : رازی را که امروز براتون فاش میسازم همون رازی هست که خانم 


مهستی قبل از مرگش در گوش دیوید گفت خانم مهستی گفت که تمام عمر ستار وظیفه 


پیداکردن مشتری را برای او بعهده داشته اون گفت که یک مبلغ میلیاردی دلاری پیش 


ستار داشته واون بااجاره دادن خانم مهستی پول هگفتی به جیب میزده که همه را بالا


کشیده واز این لحظه به بعد این وظیفه دیوید است که این پول را از ستار و 


دارودسته اش پس بگیرد

 

دیوید گرشانی : سلام آقا من و نامجو قول میدیم که در اسرء وقت تمام افراد ستار و 


داریوش را بکشیم و این پول را از اونا پس بگیریم اما فعلا مشغول مسابغه و 


رکورد زنی جیش نکردن هستیم

 

احمد آزاد : امروز میخوام اسراری را براتون فاش سازی کنم در مورد خانم هایده 


خانم هایده در ایران یکی از اعضای عالی رتبه ساواک بود اون در شکنجه کردن 


زندانی ها مهارت بسیار بالایی داشت که حتی مورد توجه خود شاه قرار میگرفت 


به اینصورت که خانم هایده روی زندانی ها میافتاد یا می نشست و باوزن بسیار زیاد


خودش باعث به حرف آمدن زندانی های سیاسی میشد همون طور که بروبچه های 


شبکه پارس هم در ایران از اعضای ساواک بودند و همین ها بودند که رضا فاضل 


را کشتند وبه من هم گفتند که اگر فکر رفتن به سرت بزنه زنت را میکشیم من هم گفتم 


اون پیرزن بدرد من نمیخوره اگه خواستین زودتر بکشینش چون اون یه مانع بزرگه 


برای ازدواج من و خانم شهلا خانم سرشار خانم هست و زن دیوید هم به همین دلیل 


ازش جدا شد


 احمد آزاد : من خودم در ایران سالها از مقامات بلند پایه ساواک بودم و اینها هنوز 


نمی دانند که رییس اصلی کیه

 

بهزاد : امروز میخوام خاطره ای براتون تعریف کنم . من سالها پیش در ایران به 


دختری علاقه مند شدم که این دختر عادت به جیش کردن داشت و هر موقع من در 


خونه آنها میرفتم بجای اینکه در را باز کنه از پنجره بالا روی من جیش میکرد ومن 


مجبور بودم هر روز این آهنگ را بخوانم

 

لیلا جیش نکن منم        لیلا جیش نکن منم 

 

این چه طرز جیش کردنه       اون جیشها مال منه

 

                                                اون جیشها مال منه

 

احمد آزاد : حالا که حرف از آواز و جیش به میان آمد باید بگم که آلبوم جدیدم با یک 


اسم کاملا بیتربیتی به بازار ارائه شده و علاقه مندان میتونن اون رو تهیه بکنند اشعار 


هم کاملا از خانم هیلا است .

 

 

کی گفته بود حرف منو گوش کنی

 

                             پیش مموشا منو خرگوش کنی

 

کی گفته تو عینک من ها کنی

 

                             پیش یهودا منو رسوا کنی

 

کی گفته بود جیش منو خشک کنی

 

                                  پیش یاکوزا منو مطرح کنی

 

شاهپری شاهپری وای که تو از همه بی شرف تری

 

                                     منو میبینی و مثل اسب میگذری

 

تو رو زیبا میبینم میمون رو هم زیبا میبینم

 

                            توی مستراب همش جیش میبینم تو رو تو جیش میبینم

 

خواننده : احمد آزاد

 

موزیک : دیوید

 

شعر از : هیلا 

نویسنده : بازدید : 21 تاريخ : شنبه 13 آذر 1395 ساعت: 2:14

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :