سلطه طلبی با پوسته و تم مذهبی

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها


از برترین خصوصیات مومنین تواضع و افتادگی است هرگز خود را بالاتر از دیگر 


مردم نمیبینند . وقتی مردم با آنها صحبت میکنند با تواضع پاسخ میدهند و با سکوت 


کردن حرف آنها را بی جواب نمیگذارند . ولی یک شخص خودخواه همیشه خود را 


بالاتر و دانا تر از بقیه مردم میداند وقتی مردم با او صحبت میکنند سکوت میکند تا 


خود را فهیم تر از بقیه نشان دهد . این افراد همیشه با دین و مومنان واقعی در ستیز 


هستند اما گاهی در منطقه و محیط زندگی شان یک جو مذهبی بسیار قوی وجود دارد 


که نمیتوانند با آن مبارزه کنند . از همان دوران طفولیت می فهمند که برای نفوذ پیدا 


کردن و پیشبرد هدفی که دارند دیگر نمیشود مثل دیگر افراد سلطه طلب روش دین 


ستیزی را در پیش گرفت . پس به ناچار ظاهر خود را مثل مومنین در میاورند و در 


رفتار و گفتار خودشان را نزد بقیه فردی مومن و مذهبی نشان میدهند . اما آنها با 


دین میانه خوبی ندارند چون دین از ابتدا نفوذ و تسلط ناحق بر مردم را شدیدا منع 


میکند و باعث میشود افراد مومنی که اصول درست زندگی را میدانند متوجه 


ریاکاری آنها شوند و برای نفوذ پیدا کردنشان روی بقیه مشکل ایجاد کنند . 



پس سلطه گر برای رسیدن به هدف خود در یک محیط مذهبی باید خود را طوری 


مذهبی نشان دهد که از همه با ایمان تر به نظر برسد و به این طریق بتواند یک عده 


را که دینداریشان واقعی نیست و آگاهی کمتری از دین دارند را فریب دهد و به 


سمت خود بکشد تا آنها عمیقا باور کنند که از او مذهبی تر وجود ندارد . تا اگر 


زمانی به مومنین واقعی برخورد کرد و آنها خواستند دستش را برای بقیه رو کنند و 


مانع سلطه طلبی او شوند دیگر بقیه ای وجود نداشته باشد که حرف آن مومنین را 


باور کند . اما در یک بعد دیگر ماجرا فردی که با پوسته مذهبی روشهای سلطه گری 


خود را پیش میبرد باید به آنها که فریب داده و گرد خود جمع کرده است کمی از 


خودش دین و مذهب بنمایاند و به آنها نشان دهد که هنوز مذهبی است . اما او که 


نمیتواند از روشها و اصول درست دین برای هوادارانش صحبت کند و مسائل مذهبی 


واقعی را با آنها درمیان بگذارد چون آن مردمی را که فریب داده آگاه می شوند و 


می بینند که او خود به هیچکدام از این عقاید درست عمل نمیکند و حتی ممکن است 


پی به روشهای سلطه طلبی او ببرند و ذات واقعی اش را بشناسند . 


پس سلطه طلب در اینجا مقدار کمی از اخلاق را جایگزین اصول و فروع دین میکند 


و برای هوادارانش بازگو میکند و با آنها مواردی ساده و پیش پا افتاده از اخلاق را به 


اشتراک میگذارد و به آن افراد فریب خورده می قبولاند که دین و موارد دینی همین 


است و تفکر به بیشتر از آن زیاده روی و افراط است و کسی که چنین طرز فکرهای 


بیشتر و بالاتری دارد یک فرد مجنون و افراطی است . و به اینصورت اگر زمانی 


هم گذار یک مومن واقعی به جمع هواداران سلطه گر بیافتد دیگر نمیتواند خطری 


برای سلطه و نفوذ او داشته باشد و چه بسا بخاطر جوی که سلطه گر ایجاد کرده 


منزوی شود و مورد تحقیر قرار گیرد . { از بزرگترین ترس های افراد سلطه گر 


بخطر افتادن و از بین رفتن نفوذشان روی اطرافیان است } 1


نشانه یک سلطه طلب با پوسته مذهبی اینست که او - های و هوی دینداری بلندی از 


خود سر میدهد اما توصیه های مذهبی که به هوادارانش میکند در حقیقت بیشتر 


مسائل اخلاقی کم خطر برای نفوذش هستند که آنها را بصورت ریز ریز و 


خُرد خُرد با بقیه مطرح میکند تا به این طریق سطح فکری مذهبی اطرافیانش هم 


بالاتر نرود تا حدی که کار به جایی برسد که دست او را بخوانند. یک نشانه دیگر 


این افراد اینست که افکارشان را از دین و مذهب طوری بیان میکنند که مبادا به 


جایی بر بخورد و کسی با آنها دشمن شود . مبادا حمایت دین ستیزان را از دست 


بدهند و مردم او را شخصی تندرو و افراطی ببینند . این افراد در زمان جنگ 


سرپرستی و  نگهداری از خوانواده را بهانه میکنند برای دور ماندن از جبهه و 


کشته شدن . حتی دیگران را هم منع میکنند ولی در زمان صلح فریاد جعلی و 


دروغین دین و مذهب سر میدهند و اسمش را میگذارند آگاه سازی مردم اما همین 


روش را همراه با محافظه کاری انجام میدهند



افراد مومن واقعی مانند امام خمینی و مقام معظم رهبری . شهید بهشتی و باهنر . 


شهید مطهری و دستغیب هرگز طوری صحبت نمیکردند و نمیکنند که جانب همه را 


داشته باشند حتی دین ستیزان و مردمانی که اعتقاد محکمی ندارند . که جزو سبد 


هواداران آنها قرار بگیرند و طرفدارشان زیاد شود . مومنین واقعی به خاطر اینکه 


عقاید و اصول درست را دنبال میکنند همیشه دشمن دارند . اگر از افراد معمولی 


جامعه باشند همیشه تنها هستند . حتی پیامبران هم در آغاز نبوت تنها بودند و دشمنان 


زیادی داشتند و فقط بعد از نشان دادن معجزه تعداد زیادی از مردم به سمت آنها 


می آمدند . حالا خودتان قضاوت کنید که بدون نشان دادن معجزه و با خُرد خُرد ابراز 


کردن مسائل اخلاقی کوچک و ساده چطور میشود . یک نفر که روحانی هم نیست 


تعداد زیادی هوادار پیدا میکند و او را به مذهبی بودن میشناسند و سوالات دینی خود 


را از او میپرسند ؟


اگر ما بخواهیم مذهبی بودن چنین افرادی را باور کنیم و روشهای درست زندگی مان 


را از آنها یاد بگیریم پس باید دین و مذهبی بودن ابوالحسن بنی‌صدر و 


شیخ علی تهرانی که در آغاز انقلاب از ایران گریختند را هم باور کنیم . 

نویسنده : بازدید : 10 تاريخ : دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت: 2:18
برچسب‌ها :

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :